ما آمدیم!
سلام قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم هزار تا حرف داشتم که بگم نمی دونستم اول تبریک عید رو بگم!(آخه من از پارسال تا الان برا آپدیت نیومدم ولی برای اینکه دیگه این مشکل پیش نیاد از حالا سال 1391 مبارک باشه) از خودم بگم، از تینا و بزرگتر شدنش بگم، از اینکه چه قدر دل درد داشت، از تنهاییم بعد از زایمان، از شب بیداریهام، از نگرانیم، از خسته شدنم، از نا امیدیم، از دلتنگیهام، از.... خلاصه اینکه انقدر ازین از ازها!!!! داشتم که بگم ولی یه لحظه همه حرفهام توی یه کلمه خلاصه میشه من مادرم. پس مثل همیشه فقط سکوت و صبر، همین و بس... راستی روز زن،مادر به همه زنها و مامانها مبارک باشه.امسال هم روز مادر برای من مثل یکی از همین روزها گذشت و رفت و تنها هد...
نویسنده :
مامان نینا
17:26


