تیناتینا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

نی نی فرشته من

سفید برفی و هفت کوتوله

1391/9/25 23:18
نویسنده : مامان نینا
465 بازدید
اشتراک گذاری

.

روزها در پی هم می آیند و دخترم که یک روزی منتظر حرف زدن،راه رفتن و شیطنتها و ... بودم حالا اونقدر بزرگ شده که کفش های پاشنه بلند مرا بپوشد و دستمال به دست بگیرد و خانه را مانند من گردگیری کند،روی چهارپایه بایستد و ظرف ها را در ظرفشویی بگذارد و به عروسکهایش غذا بدهد و بگوید عزیزم ....

دختر است دیگر...از همان کودکی نقش مادر را به خوبی اجرا میکند.

و این منم که چه قدر باید مراقب رفتارها و حرفهایم باشم،چرا که آینه کوچکی روبروی من ایستاده که با دقت کارهای من را تماشا میکند،آینه ای که حتی ناراحت شدن و خندیدن مادر را به خوبی در خود نشان می دهد، زیبا شدن مادر را به خوبی درک میکند به موها و صورتم دست می کشد و با زبان بچه گانه خود می گوید:خوشگل.وقتی می خواهیم به قول خودش "دردر" برویم بلوز و شلوارش را خودش می پوشد،عطر می زند و گل مویی را می خواهد که به موهایش بزند تا به قول خودش "خوددل"(خوشگل) بشود...

دختر است دیگر... از همان کودکی در فکر زیبا شدن است.

موقع غذا خوردن به من کمک میکند،بشقابها و لیوان را سر میز می آورد و وقتی می خواهم به او غذا بدهم نمی خورد و می گوید: "بابا بابا" یعنی اول به بابا غذا بده تا بخورد.روز تعطیلی بابایی از توی بغل بابا تکان نمیخورد،نازش میکند،می بوسدش، شیرین زبانی میکند....مثل من تلفنی در خیال خود با بابایی صحبت می کند و پاستیل و بستنی و شیرکاکایو می خواهد و وقتی  بابا از شرکت بر می گردد به جای من جلو درب می ایستد و سلام می گوید،می خندد و بابا را می بوسد...

دختر است دیگر از همان کودکی مهربانی و دلسوز بودن را تمرین می کند.

.

.

. تینا بزرگ خواهد شد و امیدوارم آنقدر زندگی را برایش خوب بسازم که وقتی در مدرسه به او می گویند با مادر جمله بساز تینا بگوید: من با مادر جمله نمی سازم، من با مادرم دنیایم را می سازم...

       .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)